رنج مردم و اگاهی عمومی و و مارپیچ سکوت!

احمد دبیریمهر ضرات مقامات دقیقا میدانند مردم در چه رنج و فشار سنگینی قرار دارند و اوضاع کشور روز به روز خراب تر میشود. دلایل آن را هم بسیار خوب میدانند و راه حل آن را هم میدانند اما مساله اینجاست که جرات تغییر و تصمیم گیری ندارند و در مارپیچ سکوت گرفتار شدند. یعنی
ضرات مقامات دقیقا میدانند مردم در چه رنج و فشار سنگینی قرار دارند و اوضاع کشور روز به روز خراب تر میشود. دلایل آن را هم بسیار خوب میدانند و راه حل آن را هم میدانند اما مساله اینجاست که جرات تغییر و تصمیم گیری ندارند و در مارپیچ سکوت گرفتار شدند. یعنی هر کدام از این حدود ۳۰۰ مقام اصلی و تعیین کننده کشور با خود میگویند چرا من بگویم و هزینه بدهم؟ و موقعیت و امکاناتم را از دست بدهم؟ مسوولیت با دیگری است. برخی هم که کلا با خدا و وجدان و آخرت و شرف خداحافظی کردهاند برای خوشامد بالادستی ها به انکار حقیقت مشغولند. غافل از اینکه اگر مارپیچ سکوت را وجدان جمعی بشکند مهار آن ممکن نیست.
* پینوشت: نظریه مارپیچ سکوت میگوید افراد از ترس انزوا و در اقلیت قرارگرفتن در یک ساختار از بیان واقعیات پرهیز میکنند.
به جای این جلسات بیثمر!
احمد زیدآبادی
دکتر مسعود پزشکیان در دیدار دیروزش با جمعی از سران احزاب و فعالان سیاسی مذاکره با آمریکا را رد کرد و شرایط آن را تحقیرآمیز دانست.
حتی به فرض همدلی با رئیسجمهور، این رویکرد وی، حل کردن مسئله نیست بلکه پاک کردن صورت مسئله است. اگر این حرف آقای پزشکیان را بپذیریم که آمریکا “نامرد” است، آیا عدم مذاکره با آن موجب خنثی کردن “نامردی”اش میشود یا اینکه به عکس، کشور را تحت چنان فشاری میگذارد که اقتصاد مملکت به کلی مضمحل شود؟
به نظرم جلساتی مانند جلسۀ دیروز نه کمکی به حاضران و نه کمکی به رئیس جمهور است. اینکه بیش از ۶۰ نفر دور میزی جمع شوند و جمعی از آنها چند دقیقه از زاویای متضاد از هر دری سخن بگویند، نه فقط مخرج مشترکی ندارد بلکه عین اتلاف وقت و متأسفانه بعضاً نوعی نمایش از سوی برخی حاضران است. اگر دم و دستگاه ریاستجمهوری واقعاً خواهان اطلاع بلاواسطه از نظرات و دیدگاههای جریانهای مختلف سیاسی است، به جای این نوع برنامهها بهتر است از هر جریان بخواهد که یک نفر آدم صاحب دید و صاحب نظر و مسلط به مسائل کشور را معرفی کنند تا در یک جمع بسیار کوچک، ضمن طرح نظرات خود امکان یک بحث اقناعی با رئیسجمهور را پیدا کنند.
متأسفانه آقای پزشکیان در این وضعیت گویی در در دام پارهای امور جزئی و اجرایی افتاده است و تصویر کلان را به درستی نمیبیند. این برای شخص وی، دولت و مجموعۀ کشور بسیار خطرناک است.
آیا این یادداشت که خطابش به طور مشخص آقای پزشکیان است به اطلاع یا رؤیت وی میرسد؟ پیش از این تصور میکردم که چنین مطالبی به نحوی به رئیسجمهور منتقل میشود اما الان میدانم که ممکن است روح او هم از چنین نقدی خبردار نشود!
این خط و این نشان!
سیدهاشم فیروزی
ای کاش مسعود پزشکیان همین جمله را روبهروی آیینه یکبار دیگر تکرار کند: «من برای ماندن در قدرت به هیچکس باج نمیدهم»! یکنفر به ایشان بگوید: بزرگوار در وفاق درون ساختاری جناح و فردی باقی مانده که شما بدان باج نداده باشید؟ وزارت راهبردی آموزش و پرورش سهم برادران شد و وزارت خارجه را دوستان حسین شریعتمداری برداشتند و بانک مرکزی را دیگرانشان و قس علی هذا…. لیکن این سخن برادر مسعود اگر مخاطبش ملت باشد و خواستههای برحقش، حرف کاملا درستیست. مسعود پزشکیان برای رفع تحریمها، بهبود وضعیت اقتصادی، دور نمودن قطعی سایه جنگ، رفع فیلترینگ و دیگر خواسته عموم هیچگاه حاضر نشد به ملت باج بدهد و همچنان دل در گرو وفاق ساختاری دارد. منظورش یحتمل این است من دیگر نیازی به پشتوانه شما ندارم. غافل از آنکه آقای پزشکیان، عنقریب کشتی و صاحب کشتی و مسافران کشتی را با هم غرق خواهد کرد. یعنی برهمکنشی و همزمانی بحرانها در دو سطح داخلی و بیرونی این اتفاق را رقم خواهد زد و به نام او ثبت خواهد شد. این خط و این نشان…
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0