کد خبر : 138322
تاریخ انتشار : جمعه 24 اکتبر 2025 - 6:39

بحران نیروی انسانی در صنعت نفت و چالش‌های پیش رو

جبران کمبود نیروی انسانی در صنعت نفت

جبران کمبود نیروی انسانی در صنعت نفت
«جبران کمبود نیروی انسانی از دل تجربه‌های انباشته؛ نگاهی به ظرفیت نیروهای باسابقه ارکان ثالث»

سید ایمان علیزاده,سرپرست امور اداری اداره خدمات رفاهی شرکت بهره‌برداری نفت و گاز گچساران در یادداشتی نوشت:

 

مقدمه: بحران نیروی انسانی در صنعت نفت و چالش‌های پیش رو

 

در سال‌های اخیر، شرکت‌های تابعه‌ی وزارت نفت بیش از گذشته با چالشی جدی در حوزه‌ی نیروی انسانی روبه‌رو شده‌اند. این صنعت حیاتی، که موتور محرک اقتصاد ملی محسوب می‌شود، اکنون در معرض تهدیدی پنهان اما بسیار مؤثر قرار دارد: فرسایش سرمایه انسانی. این چالش چندوجهی است و ریشه در عواملی چون محدودیت‌های شدید در جذب رسمی نیروهای جدید و از سوی دیگر، بازنشستگی‌های متوالی نیروهای متخصص و باتجربه دارد که دهه‌ها عمر حرفه‌ای خود را وقف این صنعت کرده‌اند.

نتیجه‌ی این وضعیت، افزایش محسوس بار عملیاتی و خدماتی در بسیاری از واحدها بوده است. در محیطی که ریسک‌های عملیاتی بالا است و نیاز به دقت و تخصص مستمر وجود دارد، کاهش تعداد نیروی انسانی مستقیماً بر کیفیت، ایمنی و استمرار عملیات روزمره تأثیر منفی می‌گذارد.

مورد مطالعاتی: اداره خدمات رفاهی شرکت بهره‌برداری نفت و گاز گچساران

برای تبیین عمق موضوع، می‌توان به وضعیت فعلی اداره خدمات رفاهی شرکت بهره‌برداری نفت و گاز گچساران اشاره کرد. این اداره، با توجه به ماهیت خدماتی و پشتیبانی خود، نیازمند پوشش گسترده‌ای در سطح جغرافیایی و عملیاتی است. هم‌اکنون در ۱۰ مرکز فعال این اداره، کمبود محسوس نیروی انسانی پیمانی (ارکان ثالث) به‌صورت مستقیم بر کیفیت و استمرار عملیات روزمره تأثیر گذاشته است.

مکاتبات و پاسخ‌های اداری:

اداره‌ی مذکور با علم به این نقصان، پیگیری‌های مکرری را از طریق ارسال مکاتبات رسمی به مراجع بالاتر در سطح شرکت ملی نفت ایران انجام داده است. با این حال، بخش عمده‌ای از نیازهای اعلام‌شده به دلیل محدودیت‌های سخت‌گیرانه در سهمیه‌های جذب و تخصیص منابع، بی‌پاسخ مانده است. این امر نشان می‌دهد که فرآیندهای اداری جذب، باوجود نیازهای عملیاتی، کند یا ناکارآمد عمل کرده‌اند.

ظرفیت پنهان: نیروهای باسابقه ارکان ثالث (رزرو)

در کنار نیروهای رسمی و پیمانی دارای قراردادهای بلندمدت، اما گروهی حیاتی از همکاران وجود دارند که اغلب از آن‌ها تحت عنوان «نیروهای رزرو» یا نیروهای باسابقه ارکان ثالث یاد می‌شود. این افراد نه تنها نیروهای موقتی، بلکه ستون فقرات پشتیبانی بسیاری از عملیات بوده‌اند.

ویژگی‌های این گروه:

سابقه خدمت مستمر: این همکاران بیش از یک دهه است که بدون قطع همکاری، در کنار نیروهای اصلی فعالیت می‌کنند و اغلب دارای سوابق کاری منقطع اما تجمعی طولانی هستند.

دانش ضمنی و عملی: 

این افراد، به‌دلیل حضور مستمر در محیط کار، دانش عمیقی از رویه‌ها، تجهیزات، فرهنگ سازمانی و نیازهای عملیاتی خاص واحد خود کسب کرده‌اند. این دانش، که اصطلاحاً دانش ضمنی

(Tacit Knowledge)

نامیده می‌شود، اغلب از طریق آموزش‌های رسمی قابل انتقال نیست.

بار عملیاتی پوشش داده شده: 

در عمل، این نیروها بار قابل توجهی از خدمات پشتیبان و عملیاتی را بر دوش می‌کشند، به‌گونه‌ای که نبودشان منجر به توقف یا تأخیرهای اساسی در خدمات‌دهی شده است

چالش تثبیت جایگاه اداری:

با وجود عملکرد مستمر و حیاتی، جایگاه اداری این نیروها به‌صورت روشن و پایدار تثبیت نشده است. این عدم ثبات، علاوه بر ایجاد نگرانی‌های معیشتی و شغلی برای خود کارکنان، منجر به کاهش انگیزه و در بلندمدت، افزایش نرخ فرسایش آن‌ها می‌شود.

مبانی قانونی و ضرورت اجرای دستورالعمل‌ها:

برای بهره‌گیری از این ظرفیت، دستورالعمل‌هایی نیز وجود دارد که نیازمند اجرای قوی‌تر هستند. دستورالعمل شماره ۳۴/۳۲-۱ مورخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۵ معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی شرکت ملی نفت ایران به‌ صراحت واحدها را مجاز می‌داند تا برای جبران کمبود نیروی انسانی، از ظرفیت افرادی که دارای سابقه خدمت مستمر در قالب قراردادهای ارکان ثالث هستند، استفاده کنند.

استدلال اقتصادی و عملیاتی:

این دستورالعمل بر یک اصل استوار است: هزینه جذب، آموزش و به‌کارگیری نیروی جدید (شامل فرآیندهای اداری طولانی و ریسک‌های عدم انطباق شغلی) معمولاً بالاتر از به‌کارگیری نیروی باسابقه و آشنا به محیط کار است.

مقایسه‌های داخلی نشان می‌دهد هزینه جذب نیروی جدید

معمولاً از مجموع هزینه به‌کارگیری نیروی باسابقه و هزینه‌های آموزشی و فرصت از دست‌رفته ناشی از تأخیر بیشتر است.

به بیان دیگر، نیروی باسابقه به‌دلیل آموزش کمتر و قابلیت بهره‌برداری سریع، از نظر اقتصادی مقرون‌به‌صرفه‌تر بوده و ریسک‌های زمانی و زیان ناشی از توقف کار را به حداقل می‌رساند.

متأسفانه، روند اجرایی این مقرره در عمل با محدودیت‌هایی همراه بوده است؛ محدودیت‌هایی که امروز خود را در قالب خستگی مفرط نیروهای ثابت، فشار مضاعف بر همکاران میدانی و در نهایت، کاهش پایداری خدمات نشان می‌دهد.

تجربه انباشته به مثابه سرمایه استراتژیک

تجربه‌های انباشته‌ی نیروهای باسابقه، چیزی فراتر از سوابق کاری صرف است؛ این دانش، سرمایه‌ای ارزشمند و استراتژیک برای صنعت نفت به شمار می‌رود.

 

این سرمایه نه تنها هزینه‌زا نیست، بلکه ظرفیتی آماده به‌کار، مطمئن و دارای سوابق عملکردی اثبات‌شده برای استمرار خدمات است. برخلاف نیروهای جدید که نیازمند دوره‌های آزمایشی و یادگیری طولانی هستند، نیروهای باسابقه ارکان ثالث در فاز «آماده بهره‌برداری» قرار دارند.

 

راهکار سه‌گانه برای پایداری منابع انسانی

 

بهره‌گیری هدفمند از این نیروها، در کنار برنامه‌ریزی بلندمدت برای جوان‌سازی ساختار نیروی انسانی، می‌تواند مسیر بهبود بهره‌وری منابع انسانی در صنعت نفت را هموار سازد. این راهکار باید مبتنی بر سه رکن اساسی باشد:

تثبیت و رسمی‌سازی (بهره‌برداری حداکثری): 

بازنگری فوری در وضعیت نیروهای باسابقه ارکان ثالث که بیش از ۵ تا ۱۰ سال سابقه مستمر دارند و تثبیت وضعیت شغلی آن‌ها بر اساس نیازهای واقعی واحدها. این امر نه تنها انگیزه‌ها را افزایش می‌دهد، بلکه مانع از خروج سرمایه انسانی می‌شود.

جذب هدفمند (جوان‌سازی): ادامه‌ی جذب نیروی جوان و متخصص، اما با تمرکز بر نیازهای آتی و رشته‌های تخصصی که در حال حاضر با کمبود شدید مواجه هستند

باز توزیع و چابک‌سازی: ایجاد سیستمی چابک‌تر برای توزیع نیروهای موجود میان واحدهایی که با کسری شدید مواجه هستند، با استفاده از ظرفیت‌هایی که اکنون بدون استفاده مانده‌اند.

نتیجه‌گیری:

 پاسخی کارشناسی و کم‌هزینه

نگاه به نیروهای باسابقه ارکان ثالث، نه به چشم یک هزینه اضافی، بلکه به عنوان یک راه‌حل فوری، کارآمد و کم‌هزینه برای جبران کمبود نیروی انسانی ضروری است. نادیده گرفتن این ظرفیت، به‌منزله‌ی دور ریختن سال‌ها تجربه عملیاتی و سرمایه‌گذاری غیرمستقیم صنعت بر روی این افراد است.

به نظر می‌رسد بازنگری در مدل جذب، بازتوزیع هدفمند مجوزهای استخدامی و توجه فوری به نیروهای باسابقه ارکان ثالث، پاسخی کارشناسی و کم‌هزینه برای رفع این خلأ نیروی انسانی باشد. این اقدام نه تنها فشار عملیاتی را کاهش می‌دهد، بلکه در تراز سیاست‌های کلان منابع انسانی وزارت نفت و در راستای صیانت از سرمایه انسانی این صنعت حیاتی قرار خواهد گرفت.

به‌عنوان کارمند امور اداری و واحد برنامه‌ریزی و قراردادهای اداره خدمات رفاهی شرکت بهره‌برداری نفت و گاز گچساران، از مسئولین محترم وزارت نفت و مدیران محترم مناطق نفت‌خیز جنوب تقاضا دارم با استفاده از ظرفیت نیروهای باسابقه و رعایت مقررات ابلاغی، نسبت به حل فوری این کمبود نیروی انسانی اقدام نمایند. تأخیر در این تصمیم، ریسک عملیاتی و هزینه‌های سنگین‌تری را بر صنعت تحمیل خواهد کرد.

«والسلام»

 

«ارسال‌شده از سوی امور اداری اداره خدمات رفاهی شرکت بهره‌برداری نفت و گاز گچساران»

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.