زلنسکی؛ شجاع سربازی که تا پای جان برای میهنش ایستادگی کرده است

روزبه یقینی آمریکای امروز در حال ایفای نقشیست که پیش از این بریتانیا در دورانِ نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران در دههی پنجاه میلادی بازی میکرد. بریتانیا در آن دوران حاضر به پذیرش بازی برد برد نبود و به چیزی کمتر از صددرصد برد رضایت نمیداد. امروز هم همان خواسته را آمریکای ترامپ و
روزبه یقینی
آمریکای امروز در حال ایفای نقشیست که پیش از این بریتانیا در دورانِ نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران در دههی پنجاه میلادی بازی میکرد. بریتانیا در آن دوران حاضر به پذیرش بازی برد برد نبود و به چیزی کمتر از صددرصد برد رضایت نمیداد. امروز هم همان خواسته را آمریکای ترامپ و معاونش ونس از جهانیان دارند و به چیزی کمتر از صددرصد برد رضایت نمیدهند اما در مقابل ترامپ و ونس، شیک پوشانِ کت شلوار پوش و بلند قامت، یک چریک فدایی اوکراین با قامت نه چندان بلند با لباس جنگ قرار گرفته است.
او در این نشست در برابر دوقلدر گردن کلفت قرار نشسته است که به وی میگویند؛ اگر منابع معدنی گرانقیمت خود را در اختیار ما نگذاری، تو هیچ کارت بازی در مقابلِ یک دیکتاتور جنایتکارِ مسلح به سلاح اتمی نخواهی داشت. این سرباز شجاع که در حال حاضر توسط دو ابرقدرت امپریالیست که هردو سودایی جز، اشغال سرزمینهای ثروتمند او را در سر ندارند، دو راه بیشتر ندارد، تسلیم یا مقاومت. اگر تسلیم شود، باید پاسخگوی خونهای بیشماری باشد که برای آزادی اوکراین، بر روی خاک آن جاری شدهاند. اگر مقاومت کند، باید به تنهایی، تن به جنگی نابرابر در برابر دو ابرقدرت اتمی جهان که در حال حاضر متحد شدهاند بدهد.
جنگی که نتیجهی نهایی آن از همین اکنون معلوم، آشکار و مشخص است. موقعیت زلنسکی چقدر شبیه، وضعیت دکتر مصدق در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران در دوران نهضت ملی ایرانیان است.
آمریکا در آن دوران، پیش از آنکه متوجه شود، مصدق یک ملیگرای ساده لوح نیست که صرفا برای ارضا حس میهنپرستی، به مقابله با استعمار بریتانیا وارد کارزار شده است، در کنار بریتانیا قرار نگرفته بود. اما همین که متوجه شد، مصدق حقوقدانی مبرز و دولتمردی دلآگاه و شجاع است و میخواهد، کنترل واقعی بر میزان تولید، عرضه و بهای نفت ایران داشته باشد و خواهان بکارگیریکارشناسان ایرانی در صنعت نفت ایران است، در کنار انگلستان علیه نهضت ملی صفآرایی کرد. اما مصدق شجاع رهبری بود که به قول انگلیسیها نمیشد او را تهدید کرد.
به همین سبب با همراهی بریتانیا کودتای ۲۸مرداد را کارگردانی کرد. زلنسکی هم تا اینجای کار نشان داده است، شجاع سربازیست که تا پای جان برای میهنش ایستادگی کرده است. اما با ورود ترامپ به کاخ سفید، صحنهی بازی به کل تغییر کرد و آمریکا تبدیل به متحد پوتین شده و در کنار روسیه قرار گرفته تا در یک معامله اوکراین را بین خود تقسیم کنند.
به نظر میآید، زلنسکی راه مصدق را انتخاب کرده تا در نبردی نابرابر در مقابل دو ابرقدرت برای میهنش بجنگد. حال باید دید، آمریکا و روسیه، کدامیک از خائنانِ به اوکراین را پیدا خواهند کرد، تا کودتایی شبیه به کودتای ۲۸مرداد، علیه رهبری که خواهانِ استقلال، آزادی، دموکراسی و تمامیت ارضی میهنش است به راه بیاندازند.
آمریکای امروز در حال ایفای نقشیست که پیش از این بریتانیا در دورانِ نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران در دههی پنجاه میلادی بازی میکرد. بریتانیا در آن دوران حاضر به پذیرش بازی برد برد نبود و به چیزی کمتر از صددرصد برد رضایت نمیداد. امروز هم همان خواسته را آمریکای ترامپ و معاونش ونس از جهانیان دارند و به چیزی کمتر از صددرصد برد رضایت نمیدهند اما در مقابل ترامپ و ونس، شیک پوشانِ کت شلوار پوش و بلند قامت، یک چریک فدایی اوکراین با قامت نه چندان بلند با لباس جنگ قرار گرفته است.
او در این نشست در برابر دوقلدر گردن کلفت قرار نشسته است که به وی میگویند؛ اگر منابع معدنی گرانقیمت خود را در اختیار ما نگذاری، تو هیچ کارت بازی در مقابلِ یک دیکتاتور جنایتکارِ مسلح به سلاح اتمی نخواهی داشت. این سرباز شجاع که در حال حاضر توسط دو ابرقدرت امپریالیست که هردو سودایی جز، اشغال سرزمینهای ثروتمند او را در سر ندارند، دو راه بیشتر ندارد، تسلیم یا مقاومت. اگر تسلیم شود، باید پاسخگوی خونهای بیشماری باشد که برای آزادی اوکراین، بر روی خاک آن جاری شدهاند. اگر مقاومت کند، باید به تنهایی، تن به جنگی نابرابر در برابر دو ابرقدرت اتمی جهان که در حال حاضر متحد شدهاند بدهد.
جنگی که نتیجهی نهایی آن از همین اکنون معلوم، آشکار و مشخص است. موقعیت زلنسکی چقدر شبیه، وضعیت دکتر مصدق در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران در دوران نهضت ملی ایرانیان است.
آمریکا در آن دوران، پیش از آنکه متوجه شود، مصدق یک ملیگرای ساده لوح نیست که صرفا برای ارضا حس میهنپرستی، به مقابله با استعمار بریتانیا وارد کارزار شده است، در کنار بریتانیا قرار نگرفته بود. اما همین که متوجه شد، مصدق حقوقدانی مبرز و دولتمردی دلآگاه و شجاع است و میخواهد، کنترل واقعی بر میزان تولید، عرضه و بهای نفت ایران داشته باشد و خواهان بکارگیریکارشناسان ایرانی در صنعت نفت ایران است، در کنار انگلستان علیه نهضت ملی صفآرایی کرد. اما مصدق شجاع رهبری بود که به قول انگلیسیها نمیشد او را تهدید کرد.
به همین سبب با همراهی بریتانیا کودتای ۲۸مرداد را کارگردانی کرد. زلنسکی هم تا اینجای کار نشان داده است، شجاع سربازیست که تا پای جان برای میهنش ایستادگی کرده است. اما با ورود ترامپ به کاخ سفید، صحنهی بازی به کل تغییر کرد و آمریکا تبدیل به متحد پوتین شده و در کنار روسیه قرار گرفته تا در یک معامله اوکراین را بین خود تقسیم کنند.
به نظر میآید، زلنسکی راه مصدق را انتخاب کرده تا در نبردی نابرابر در مقابل دو ابرقدرت برای میهنش بجنگد. حال باید دید، آمریکا و روسیه، کدامیک از خائنانِ به اوکراین را پیدا خواهند کرد، تا کودتایی شبیه به کودتای ۲۸مرداد، علیه رهبری که خواهانِ استقلال، آزادی، دموکراسی و تمامیت ارضی میهنش است به راه بیاندازند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0