در تقدیس «صلح» برای سربازان مظلوم شهید

محمدحسین روانبخش 🔸 تازه در مطبوعات شروع به کار کرده بودم. یک همکار و دوست جدیدم داستان کوتاهی نوشته بود که داد بخوانم و نظرم را بگویم. داستان درباره سربازی بود که در جنگ حاضر به جنگیدن نبود، حمله که شروع میشود با سربازان دیگر به طرف دشمن میدود ولی خودش را زمین میاندازد و
محمدحسین روانبخش
🔸 تازه در مطبوعات شروع به کار کرده بودم. یک همکار و دوست جدیدم داستان کوتاهی نوشته بود که داد بخوانم و نظرم را بگویم. داستان درباره سربازی بود که در جنگ حاضر به جنگیدن نبود، حمله که شروع میشود با سربازان دیگر به طرف دشمن میدود ولی خودش را زمین میاندازد و در طول جنگ شبانه همانجا ثابت میماند. در این ساعتهای طولانی و دشوار با خود فکر میکند که چطور برای همیشه از جنگ بگریزد، نقشه میکشد که فرار کند یا خودش را مجروح کند، دعا میکند که آنشب را زنده بماند، به خانوادهاش فکر میکند و… صبح که میشود حمله پایان یافته و اطرافش دیگر خبری نیست، برمیخیزد و منفجر میشود. او در طول شب روی مین خوابیده بود.
🔸 هنوز مزه خواندن داستان زیر زبانم است و پیام زیبایی که داشت: در جنگ همه قربانی هستند، چه آنکه میجنگد و چه آنکه از جنگ میگریزد. جنگ چیز خوبی نیست! این را ما، نسلی که نوجوانیاش را با جنگ، با آژیر قرمز، با شهادت جوانهای فامیل و محله، با کندن پناهگاه در حیاط مدرسه و تقدیس جنگ گذرانده، نسلی که جوانیاش را با مصیبتهای بعد از جنگ تباه شده دیده و نسلی که هنوز هم سایه جنگ را بر سر کشور و خانوادهاش میبیند، خوب میفهمد.
🔸 این واقعیت را زندهیاد قیصر امینپور، به زبانی دیگر هم گفته بود، از زبان شهیدی که در لحظه پایان حیات خویش، آرزویی دیگر برای دیگران داشت:
شهيدی كه بر خاك میخفت
سرانگشت در خون خود میزد و مینوشت
دو سه حرف بر سنگ:
«به اميد پيروزی واقعی
نه در جنگ،
كه بر جنگ!»
🔸 در جایی و در همان سالهای جوانی از محسن مخملباف خوانده بودم که «من چه کنم که صلح را حتی بر عدالت ترجیح میدهم. چرا که میپندارم ملتها در نبود عدالت، نیمی از هستی خود را از دست میدهند اما در نبود صلح، همه آن را» (دیدن و ندیدن، ص ۵۹) و سالها پس از آن این واقعیت را در حال و روز امروز و فردایمان میبینم.
🔸 میدانم که آرزوی صلح، آرزوی محالی است، همیشه جنگطلبان و دژخیمانی چون چنگیز و هیتلر و نتانیاهو هستند. تاریخدانی چون ویل دورانت نوشته است که «صلح فقط یک کلمه است!» اما من دلم میخواهد آنچه برای من، برای خانوادهام و برای همهی هموطنانم مبنا و نزدیک و محتملترین گزینه ممکن باشد، همین «یک کلمه» باشد، کلمهای که از آن «یک کلمه» دیگر که از دوران ناصری آرزوی ایرانیان است (قانون) هم مهمتر است!
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0